درباره سازمان
 

با توجه به سابقه درخشان فعاليتهاي پزشكي در كشور ما به ويژه در ميان كشورهاي منطقه، به كارگيري روش هاي نوين درماني و استفاده از علوم روز دنيا به منظور درمان بيماران، همواره مورد توجه پزشكان ايراني قرار داشت؛ و پرواضح است كه طب انتقال خون و به عبارتي نجات زندگي بيماران و مصدومين نيازمند به خون از طريق تزريق خون و فراورده هاي آن نيز از اين قاعده مستثني نبود.

بر اساس شواهد و قرائن موجود، سابقه اولين تزريق خون در كشور ما به سالهاي ابتدايي دهه 20 هجري شمسي بر ميگردد. در واقع در اين سالها با توجه به نوپا بودن طب انتقال خون و ناآشنا بودن اذهان عمومي با اين مقوله، دريافت خون از داوطلبان براي تزريق به بيماران به سختي انجام مي گرفت و راضي كردن افراد براي دادن خون عمدتا به ابتكار عمل پزشك بستگي داشت.

در واقع بيمارستان هاي ارتش و مراكز جمعيت شير و خورشيد سرخ ايران از اولين مراكزي بودند كه به صورت سيستماتيك اقدام به جمع آوري خون از ميان اعضا و داوطلبان خود نمودند.

به تدريج با شناخته شدن ارزش حياتي تزريق خون در نجات بيماران، و افزايش تجويز خون در مراكز درماني، جمع آوري خون داوطلبان جوابگوي نياز بيماران نبود و تنها راه چاره پرداخت مبالغي در برابر دريافت خون بود؛ و از همينجا پاي واسطه ها به ماجرا باز شد. بنگاه هايي كه خون را در ازاي پرداخت مبالغ اندكي از مردم مي خريدند و به بهاي گزاف به بيمارستانها و مراكز درماني مي فروختند. بديهي است كه مشتريان اين بنگاه ها را عمدتا افراد بي بضاعت و به ويژه معتادان و خيابان خواب ها تشكيل مي دادند و بديهي است كه كمترين كنترلي از نظر بررسي سلامت و كيفيت روي خون ها وجود نداشت . ذكر اين نكته خالي از لطف نيست كه ضرب المثل هاي (خون فروشي) و (خون كسي را توي شيشه كردن) از همينجا وارد زبان فارسي شده اند.

با توجه به مشكلات و عوارض ناشي از تعدد متوليان امر انتقال خون، فعاليت سودجويانه بنگاه هاي خصوصي و به ويژه رقابت ناسالم اين بنگاه ها، طرح اوليه تاسيس يك سازمان مستقل براي ساماندهي سيستم تامين خون و فراورده هاي خوني شكل گرفت و به تدريج پررنگ تر شد تا اينكه در نهايت به تاسيس سازمان ملي انتقال خون ايران در نهم مرداد ماه 1353 منتج گرديد.

در واقع معرفي سازمان انتقال خون ايران به عنوان تنها متولي تهيه خون در كشور گامي بود براي متمركز كردن و همسويي تمام امكانات موجود در زمينه طب انتقال خون، به منظور ارتقاي كمي و كيفي در روند تامين خون و فراورده هاي خوني مورد نياز. هدفي كه همواره به عنوان يكي از اركان اصلي سازمان مطرح بوده و مورد توجه قرار داشته است.

بر همين اساس خاتمه دادن به سيستم خريد و فروش خون و تعطيلي بنگاه هاي واسطه از اولين دستاوردهاي اين سازمان بود. ليكن در آن سالها با توجه به عدم آشنايي كافي اقشار مختلف جامعه با اين مقوله حياتي؛ سيستم جايگزيني خون؛ يعني دريافت خون از آشنايان و بستگان فرد بيمار تنها راه حل موجود به نظر مي رسيد. سيستمي كه تا سال 76 همچنان پابرجا باقي ماند.

شايد به جرات بتوان گفت بروز انقلاب اسلامي و پس از آن جنگ تحميلي بهترين فرصت را براي معرفي نقش حياتبخش و ارزشمند سازمان فراهم ساخت. مشاركت بي نظير گروه هاي مختلف مردم براي تامين خون مورد نياز مجروحين انقلاب و جنگ، فرصتي استثنايي براي آشنايي اقشار مختلف جامعه با مقوله انساندوستانه و خداپسندانه اهداي خون پديد آورد و برگ زريني شد در دفتر افتخارات سازمان انتقال خون ايران.

همزمان با گسترش فعاليت سازمان و رشد فزاينده جمعيت داوطلبان اهداي خون ؛ ارتقاي كيفيت فراورده هاي خوني نيز توجه ويژه اي را به خود معطوف داشت . به ويژه با شناسايي عوامل بيماريزايي منتقله از طريق خون مثل ويروس هاي هپاتيت ـ بي (HBV) ؛ اچ ـ آي ـ وي (HIV) و هپاتيت سي (HCV) ؛ ارتقاي سلامت فراورده هاي خوني جايگاه خاصي را در فعاليت هاي كنترل كيفي سازمان به خود اختصاص داد.

به تدريج و همزمان با پيشرفت هاي چشمگير علم پزشكي در زمينه طب انتقال خون، به كارگيري فناوري روز دنيا در تمامي مراحل تامين فراورده هاي خوني از جذب و انتخاب اهداكنندگان ؛ انجام آزمايشات بررسي ويروسي روي تك تك كيسه هاي خوني ؛ تهيه و نگهداري فراوردهاي خوني و در نهايت ارسال فراورده به بانك خون هاي بيمارستاني كارنامه درخشاني را براي انتقال خون ايران رقم زده اند . ضمن اينكه پياده سازي سياست هاي سازمان جهاني بهداشت، از جمله حذف سيستم جايگزيني خون و جمع آوري خون از اهداكنندگان داوطلب ؛ آزمايشات غربالگري خون، اهداي مستمر، سيستم خودحذفي محرمانه و ... موقعيت ممتازي را براي اين سازمان در بين كشورهاي منطقه فراهم ساخته است.

رسيدن شاخص اهداي خون به عدد 27 در هر هزار نفر جمعيت كشور، نشان‌دهنده روند رو به رشد استقبال مردم براي اهداي خون است . اما مسلما ادامه اين سير صعودي تنها در سايه تبديل ضرورت اهداي خون به يك فرهنگ و يك باور عمومي ميسر خواهد بود . حركتي كه توجه فرد فرد جامعه و حمايت همه جانبه سازمانها و نهادهاي مسئول در زمينه سلامت و فرهنگ كشور را طلب مي كند.